و من مادری هستم که با جانم از فرزندانم محافظت می کنم.

و او مادری است که جانی برایش نمانده است تا از فرزندش محافظت کند

فرزندان دیگرش را پیش چشمانش زنده زنده سوزانده اند و گویا جانش را تکه تکه ستانده اند

همسرش در مصاحبه گریه می کرد و از تروریسم دولتی می گفت -  تروریستهایی که مانند عهد باستان به جان مردم بیگناه افتاده بودند و به جرم مسلمان بودن آنها را قتل عام می کردند -

اما او که مادر بی پناه و تنهایی بود، التماس می کرد که به او سم بدهند تا بمیرد و از این زندگی رها شود.



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 مرداد 1391    ||    نظرات()